منابع انسانی و کارآفرینان درون سازمانی

مشتریان درون سازمانی یا همان پرسنل هر مجموعه، از سرمایه های ارزشمند آن مجموعه محسوب میگردند و تک تک آنها در موفقیتها و شکستهای مجموعه نقشی موثر و مستقیم دارند. به اعتقاد بنده تک تک افراد هر سازمان از پایین ترین رتبه تا بالاترین در کوران رقابت برای رسیدن به یک کار آفرین درون سازمانی یا entrepreneurship میباشند که به اعتقاد اندیشمندان دانشگاه هاروارد فقط ۵ درصد از پرسنل هر سازمان به این درجه نائل میگیرند که به تعبیر بنده به مثابه سربازان عرصه شطرنج میباشند که با شجاعت از جایگاه خود حرکت کرده و به انتهای صفحه شطرنج می رسند و خود تبدیل به وزیری دانا میگردند.

دانشگاه هاروارد شش الگو برای این کارآفرینان درون سازمانی معرفی کرده اند که به آن اشاره میگردد.

اولین الگو برای ایشان بی تفاوتی به پول میباشد. از حقوق بالا و پاداش استقبال میکنند ولی هرگز برای پول کار نمیکنند. سازمان خود را ابزاری برای ساختن زیرساخت برای آینده انفرادی خود نمی دانند و بعد از سازمان خود هیچ جایگاهی را برای خود موازی با رسته کاری سازمان متصور نیستند و هرگز نیم نگاهی به تاسیس سازمانی برای خود و یا پیوستن به رقبا نیستند. در حقیقت هیچ کار آفرین موفقی در دنیا به خاطر پول کار آفرینی نمیکند.

الگوی دوم برای ایشان رصد راهبردی میباشد. هرگز پشت میز نشین نیستند و هوشمندانه رصدگری میکنند.

الگوی سوم باغبان ایده های خود میباشند و ایده های ایشان برای سازمان قابل احترام است چرا که ایده هایشان هرس شده و عموما عملیاتی میباشند.

الگوی چهارم تفکر بصری دارند و همه وقایع و اهداف را مصور میسازند.

الگوی پنجم چرخش بنیادین میباشد که این الگو ایشان را به حکم ابزاری چند کاره در سازمان تعریف مینماید که در هر موقعیتی بیشترین بهره وری را از خود به جای میگذارند‌.

الگوی ششم ایشان اصالت و یکپارچگی عمل میباشد. کم حرفی و پرکاری مهمترین بارزه ایشان است. برایشان مهم نیست اعمال ایشان که اثرات شگفتی در سازمان به جای میگذارد به نام دیگران تمام شود و در خلوت خود نیز به فکر منافع سازمان میباشند.

یکایک پرسنل هر سازمان را میتوان مطابق این الگوها عیار سنجی نمود و حرکت ایشان را به سمت جایگاه کار آفرین درون سازمانی سوق داد که نهایتا این کارآفرینان درون سازمانی به شرکای سازمان تبدیل میگردند و سازمان برای حفظ و ارتقای ایشان از هیچ تلاشی فروگذار نمیباشد.

در گروه سیس نیز این کار آفرینان درون سازمانی و تک تک اعضا که درصدی از الگوها را داشته باشند به شرکای جزئی و یا چشمگیر گروه سیس تبدیل میگردند و حتی به رده های بالای هیئت مدیره نائل میگردند.

نقطه مقابل این کارآفرینان درون سازمانی پرسنلی هستند که نه تنها قابلیتهای ایشان در چارچوب این الگوها چنگی به دل نمی زند، بلکه دقیقا در هر یک از شش مولفه به صورت واضحی معکوس عمل میکنند که فرآیند جدایی ایشان از سازمان را تسریع میبخشد.

گروه سیس در هنگام استخدام نیروها برای پرهیز از مشکلات ناشی از منابع انسانی که همواره مورد توجه کارشناسان میباشد از تک تک افراد تعهد میگیرد که درحین همکاری با گروه سیس همواره باید به این نکته توجه داشته باشند که در صورت عدم امکان همکاری چه از سوی سازمان و چه به میل خویش، هرگز در رسته های فعالیت گروه سیس حضور نداشته باشند و در صورت رعایت این مهم گروه سیس برای سربلندی و پیشرفت ایشان از هیچ کمکی فروگذار نیست چرا که یادگیری و آموزش را بزرگترین اهداف خود میداند.

در واقع گروه سیس با پیش بینی و پیشگیری عواقب ناشی از لطمات نیروهای نه چندان کارآمد، از تمامی پرسنل این تعهد را اخذ مینماید که شرط همکاری و دریافت حقوق و مزایا از گروه سیس این میباشد که پس از انفکاک در صنایع نساجی و غلات ادامه کار نداشته باشند. به عبارتی دیگر حقوق مادی و منافع آموزشی برای ایشان در صورتی روا میباشد که فقط در صنایعی که گروه سیس در آن فعال میباشد فعالیت نداشته باشند و این حق برای ایشان محفوظ است که در هر لحظه میتوانند از مجموعه منفک گردند و موسس سازمانهای خود در صنایع دیگر باشند و یا در سازمانهای فعال در صنایع دیگر به استخدام در آیند و از اندوخته ها و آموخته های خود که در گروه سیس کسب کرده اند که انرژی قابل توجهی نیز برای آنها صرف شده است در صنایع دیگر استفاده نمایند.

 
سید محمدرضا طباطبایی
 
لینک مرتبط:

دسته بندی پرسنلی که از گروه سیس منفک شده اند