١۴ سال پیش جوانی ٢۶ ساله بودم که پدر مهربان رنگ نساجی ایران،قریشیان فقید،پشتاره‌ای که در بیش از نیم قرن طی طریقش از باختران تا خاوران جاده ابریشم برای تامین رنگ رنگرزان زحمتکش این مرز و بوم اندوخته بود، بر دوشم نهاد

و چندی بعد به حکم شیخ اجل که فرمود: مرد نکونام نمیرد هرگز، هرگز نمرد!
رفت و پشت حوصله‌ی نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ رنگها
برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم.
به فرموده سهراب: بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم و بدانیم که رنگ، توتم مقدس پیر گلرنگ بود و عصاره رنج هفتاد ساله او و مریدش سیس الوان و سیس آرنگ.

 

به تحریر سید محمد رضا طباطبایی، مدیرعامل کنسرسیوم سیس آرنگ

١۵ مرداد ١٣٩٧